@دسته@10
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دسته هر دسته سه تايى هر نوع حشره از دسته نازک بالان همکارى دسته جمعى وابسته به آواز دسته جمعى وابسته به دسته خوانندگان وابسته به دسته راهبان فرقه ... وابسته به دسته سرود خوانان وابسته به دسته يا گروه وابسته به راسته و دسته واقع در بين دسته هاى خاصى وسايل توليد دسته جمعى و مشترک يک دسته کبک يک دسته سرباز يک دسته سه تايى يک دسته ميله که تبرى ... يک دسته نظامى کمين کرده يک دسته ورق ... يا شمشير دسته کلفت لبه ... واژه هاى شامل دسته ـ (243) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10