@دسته@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دسته با تازيانه دسته کوتاه زدن باب دسته اى بال زنى دسته جمعى ... مختلف و بدون دسته بندى باشد بستون يا دسته هواپيما ملحق شدن بسيج دسته هاى نظامى و ... به صورت جوخه يا دسته درآوردن به صورت دسته جمعى سرود خواندن به صورت دسته حرکت کردن به صورت دسته ياتيم درآمدن به طور دسته جمعى تازيانه دسته کوتاه تامين دسته جمعى تغار چوبى دسته دار ... دهانى نصب بر روى يک دسته تنگ دسته دار و لوله دار جاقلمى و دسته قلم جايگاه دسته ى موزيک که ... جريمه يا ماليات دسته جمعى جمع کل دسته ... مانند يا دسته پشم باشد ... نمايشگران هنگام آواز دسته جمعى حرکت دسته جمعى حمله دسته جمعى حيوانى از دسته خارپوستان واژه هاى شامل دسته ـ (243) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10