@دسته@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دسته دسته کوک ساعت دسته اجتماعى دسته اسب سواران دسته افراد پليس دسته الوار شناور بر آب دسته امواج راديو دسته انبوه دسته اى دسته اى که آواز معروف ... دسته اى از گياهان ... دسته اى از رشته هاى ... دسته اى از ستارگان دسته اى از سوسماران ... دسته اى از محکومين ... دسته اى از مردم دسته اى از مردم که ... دسته اى از مسيحيان ... دسته اى از موجودات ... دسته اى زنبور دسته اى سرباز مزدور دسته اى علف که براى ... دسته بازيگران و نمايش دهندگان دسته بلند چيزى دسته بند دسته بندى واژه هاى شامل دسته ـ (243) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10