@دسته@7
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دسته دسته هفت نفرى دسته همفکر دسته هيزم دسته ى کرک دسته ى صندلى دسته ى صندلى يا مبل دسته ى موسيقى دسته يا گروه فرعى ورزشى دسته يا گله گوسفند دسته يا اجتماعى که ... دسته يا بافه گندم دسته يا بسته کتان و کنف دسته يا قافله چارپايان و غلامان دسته يا مجموعه کوچک الياف دسته يا هر چيزى که ... دوباره دسته بندى کردن ... بين يا عينک دسته دارى که در ... ذره دسته بندى رئيس دسته ده نفرى رئيس دسته صد نفر رئيس دسته ى موزيک ... عمليات ورزشى دسته جمعى در ... ... رقص و آوازهاى دسته جمعى رقص دسته جمعى دايره وار رهبر دسته سرايندگان واژه هاى شامل دسته ـ (243) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10