@دسته@7

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دسته دسته هفت نفرى دسته همفکر دسته هيزم دسته ى کرک دسته ى صندلى دسته ى صندلى يا مبل دسته ى موسيقى دسته يا گروه فرعى ورزشى دسته يا گله گوسفند دسته يا اجتماعى که ... دسته يا بافه گندم دسته يا بسته کتان و کنف دسته يا قافله چارپايان و غلامان دسته يا مجموعه کوچک الياف دسته يا هر چيزى که ... دوباره دسته بندى کردن ... بين يا عينک دسته دارى که در ... ذره دسته بندى رئيس دسته ده نفرى رئيس دسته صد نفر رئيس دسته ى موزيک ... عمليات ورزشى دسته جمعى در ... ... رقص و آوازهاى دسته جمعى رقص دسته جمعى دايره وار رهبر دسته سرايندگان واژه هاى شامل دسته ـ (243) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}