@دسته@8
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دسته روح صميمت و يگانگى دسته جمعى ... که در يک دسته کر مى خواند زندگى دسته جمعى موريانه ساعت دسته کوک سر دسته سرود دسته جمعى ... کليسا در جواب دسته ى ديگر خوانده ... سرودى که دسته جمعى در ... سوراخ دسته بندى سومين دسته شخص مهم در ميان يک دسته شليک به طور دسته جمعى شمشير پهن و دسته بلند صندلى دسته دار صندلى دسته دار بزرگ صندلى يا نيمکت دسته دار دو نفرى ظرف يا سطل چوبى دسته دار عرابه ى دسته ى موزيک سيار عضو دسته اى در کليسا عضو دسته برادران مذهبى عضو دسته نجات غريق و امثال آن عضو دسته نمايش دهندگان عضو دسته ى اشراف عضو دسته ى موسيقى عضو دسته يا حزب طرفدار ... واژه هاى شامل دسته ـ (243) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10