@دسته@9

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دسته عمل دسته بندى عمل دسته جمعى عمليات دسته جمعى عينک دسته بلند غضو دسته جنايتکاران فرمانده دسته نظامى فنجان چاى خورى بى دسته ... استوانه اى دسته ميل لنگ ... ليوان دسته دار آبجو خورى ... داراى پشتى و دسته هاى چوبى و ... ... گرفتن و مانند دسته شمشير محل دسته ى موسيقى مذاکرات دسته جمعى کارمندان ... مربوط به دسته دم درازان ... مسئوليت دسته جمعى افراد ... منگنه دسته جمعى مناجات و دعاى دسته جمعى به طور ... مهاجرت دسته جمعى ... که به صورت دسته جمعى يا همزيستى ... ناحيه دسته بندى ... راسته يا دسته از جانوران ... ... با گرداندن دسته اى کار ... نوعى صخره از دسته سنگ هاى محترقه ... نيزه دسته چوبى ... شبيه گوش يا مثل دسته کوزه واژه هاى شامل دسته ـ (243) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}