@دستورالعمل@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دستورالعمل پيراينده دستورالعمل چرخه دستورالعمل ثبات دستورالعمل دستورالعمل پوچ دستورالعمل چهش دستورالعمل کامپيوتر دستورالعمل اجرا ناپذير دستورالعمل بى اثر دستورالعمل تامل دستورالعمل تصميمى دستورالعمل توقف دستورالعمل حسابى دستورالعمل حلقه زنى دستورالعمل دخول دستورالعمل شرطى دستورالعمل شمار دستورالعمل غير مستقيم دستورالعمل فراخوانى دستورالعمل ماشين دستورالعمل منطقى دستورالعمل هاى بهينه دستورالعمل هاى درشت دستورالعمل هاى ريز دستورالعمل هاى ماشين دستورالعمل هاى مقصود واژه هاى شامل دستورالعمل ـ (30) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}