@دستى@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دستى ماشين بذرپاش دستى مته دستى مته دستى مخصوص سوراخ کردن سنگ مسلسل دستى منگنه دستى ميز کوچک دم دستى ميز دم دستى نوازنده سيار ارگ دستى نيزه دستى سبک ورودى دستى واژه هاى شامل دستى ـ (60) : 1 , 2 , 3