@دستگاه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دستگاه ... گذاردن در دستگاه ديگرى چهارچوب يا دستگاه نخ تابى ... شده توسط دستگاه ثبت تغييرات استفاده از دستگاه نقاله برقى ... و فساد دستگاه هاى ادارى ... ... ى حقيقى يا دستگاه هاضمه ترتيب قرار گرفتن دستگاه عروقى داراى دستگاه تقويت کننده ... داراى دستگاه تهويه کردن دستگاه پر کردن باطرى ... دستگاه پرس دستگاه پشم ريسى دستگاه پنبه پاک کنى دستگاه پى دستگاه چهار بعدى دستگاه گرمابين دستگاه گسسته دستگاه گيرنده دستگاه گيرنده عالى و خوش صدا دستگاه گيرنده نيرو از ... دستگاه گيرنده يا ادارى ... دستگاه کارير دستگاه کاشف زير دريايى ... دستگاه کشش دستگاه کشف دروغ واژه هاى شامل دستگاه ـ (176) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8