@دستگاه@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دستگاه ... گذاردن در دستگاه ديگرى چهارچوب يا دستگاه نخ تابى ... شده توسط دستگاه ثبت تغييرات استفاده از دستگاه نقاله برقى ... و فساد دستگاه هاى ادارى ... ... ى حقيقى يا دستگاه هاضمه ترتيب قرار گرفتن دستگاه عروقى داراى دستگاه تقويت کننده ... داراى دستگاه تهويه کردن دستگاه پر کردن باطرى ... دستگاه پرس دستگاه پشم ريسى دستگاه پنبه پاک کنى دستگاه پى دستگاه چهار بعدى دستگاه گرمابين دستگاه گسسته دستگاه گيرنده دستگاه گيرنده عالى و خوش صدا دستگاه گيرنده نيرو از ... دستگاه گيرنده يا ادارى ... دستگاه کارير دستگاه کاشف زير دريايى ... دستگاه کشش دستگاه کشف دروغ واژه هاى شامل دستگاه ـ (176) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}