@دستگاه@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دستگاه دستگاه کنترل پرواز هواپيما دستگاه کنشى دستگاه آب رسان دستگاه اکسيژن دستگاه ارتباطى دستگاه الکترونى کشف طوفان دستگاه انبارش دستگاه انحراف سنج زاويه دستگاه اندازه گيرى چگالى ... دستگاه اندازه گيرى فشار و کشش دستگاه اندازه گيرى قدرت تخمير دستگاه اندازه گيرى و ... دستگاه اهرمى دستگاه با کار افت صدايى دستگاه با فندگى دستگاه بخار سنج هوا دستگاه بخار لباس شويى دستگاه بخور دستگاه برقى ضربان نگار قلب دستگاه برقى ناقل صداى گرامافون دستگاه بلندگو مخصوص ... دستگاه تکثير دستگاه تبديل برق ضعيف ... دستگاه تجزيه دستگاه تشديد واژه هاى شامل دستگاه ـ (176) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}