@دستگاه@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دستگاه دستگاه تصوير افکنى سريع ... دستگاه تعديل گرما دستگاه تقطير دستگاه تقطير ويسکى دستگاه تقويت کننده دستگاه تقويت نيروى برق ... دستگاه تقويت و تسريع ... دستگاه تل انبارش دستگاه تلگراف دستگاه تنظيم گرما دستگاه تنظيم کننده ضربان قلب دستگاه تنظيم برق دستگاه تنظيم جريان هاى ... دستگاه تنظيم حرارت دستگاه تنظيم خودکار دستگاه تنفس اکسيژن دستگاه تنفس سنج دستگاه تنفس ماهى دستگاه تنفس مصنوعى دستگاه تنفس مصونوعى دستگاه تنفس نگار دستگاه تنفسى دستگاه تهويه دستگاه تهويه يا بادبزن ... دستگاه توليد گرما واژه هاى شامل دستگاه ـ (176) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}