چم
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم خم، خمیدگی انحنا.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary واژه هاى شامل چم ـ (1)
- اسم شیوه، طرز، شگرد.
- اسم جرم، گناه.
- اسم معنا، معنی، شرح.
- اسم دلیل، منطق.
- اسم لاف، تفاخر.
- اسم سینه، صدر.
- اسم (عامیانه): رگ خواب یا نقطه ضعف هر کس.
- اسم رمز بهکار بردن چیزی یا تسلط یافتن بر کسی.
- اسم خمیده، منحنی.
- اسم ساخته، آراسته.