@دفتر@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دفتر کتابچه يا دفتر بغلى ... آنچه در دفتر حساب نشان ... بترتيب خريد وارد دفتر و ثبت کردن ثبت در دفتر در دفتر در دفتر ثبت کردن در دفتر دانشگاه يا دانشکده ... در دفتر روزنامه وارد کردن در دفتر وارد کردن درکتاب يا دفتر ثبت کردن دفتر کار دفتر کل دفتر اجناس اوراق دفتر اسامى افراد نظامى ... دفتر اسناد رسمى دفتر اسناد رسمى را اداره کردن دفتر انتهايى دفتر باطله دفتر تکاليف درسى دفتر تلفن دفتر ثبت دفتر ثبت اجاره نامه ... دفتر ثبت اسناد دفتر ثبت دعاوى حقوقى دفتر ثبت معاملات واژه هاى شامل دفتر ـ (52) : 1 , 2 , 3