@دفتر@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دفتر دفتر ثبت نام تبه کاران ... دفتر ثبت وقايع روزانه دفتر حساب دفتر حساب بانک دفتر حساب جارى دفتر خاطرات روزانه دفتر خانه دفتر دارايى دفتر دارى دفتر دارى مضاعف دفتر روزانه نگاه داشتن دفتر روزنامه دفتر مرکزى دفتر مميزى و تقويم ... دفتر مهردار سلطنتى دفتر نخست وزيرى دفتر نقدى دفتر نمايندگى دفتر وقايع روزانه دفتر يادداشت دفتر يادداشت روزانه رئيس دفتر سر دفتر اسناد رسمى مربوط به دفتر دارايى نويسنده ى دفتر خاطرات روزانه واژه هاى شامل دفتر ـ (52) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}