@دقت@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دقت کنترل دقت از روى عدم دقت با دقت با دقت اشاره کردن به با دقت بحث کردن با دقت جستجو کردن با دقت ديدن با دقت روى چيزى کار کردن با دقت زياد به کارى دست زدن با دقت سه برابر با دقت شرح دادن با دقت معمولى با دقت نگاه کردن باصرفه جويى يا دقت به کار بردن به دقت به دقت بررسى کردن به دقت جويا شدن به دقت خواندن به دقت نگريستن بى دقت توجه و دقت مداوم دقت چند برابر دقت کردن دقت بسيار دقت توسعه يافته واژه هاى شامل دقت ـ (32) : 1 , 2