@دل@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دل شير دل صداى تپش دل عميق ترين احساسات دل قطعه موسيقى دل انگيز و رويايى قوى دل مايه دل شکستگى ميان دل نازک دل نرم دل وابسته به دل واژه هاى شامل دل ـ (85) : 1 , 2 , 3 , 4