@دندان@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دندان ... گرفتن کودک تا دندان در آورد خلال دندان خلال دندان به کار بردن خلال دندان خلال گوش خمير دندان داراى باره دندان داراى دندان گراز داراى دندان گراز يا بد شکل داراى دندان کردن داراى دندان محکم شده ... داراى دندان مضرس درد دندان دندان پزشکى دندان پيش دندان پيشين دندان گراز حيوانات دندان گراز يا پيش آمده دندان گراز يا دندان کج دندان گرد دندان کاو دندان کوچک دندان آسياب دندان آسياب کوچک دندان انياب دندان بد شکل واژه هاى شامل دندان ـ (103) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5