@دندان@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دندان دندان به هم فشردن دندان بى قاعده دندان دائمى دندان دار دندان در آوردن دندان درآورى دندان دراز و تيز دندان درد دندان دو پايه دندان زدن دندان شکن دندان شمشيرى دندان شناس دندان شناسى دندان شيرى دندان عاج فيل دندان عقل دندان فيل دندان قرچه کردن دندان قروچه کردن دندان مز دندان مصنوعى دندان مصنوعى گذارى دندان موشى دندان ناب واژه هاى شامل دندان ـ (103) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5