@دندان@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دندان دندان نما دندان نمايى دندان نوک تيز دندان نيش دندان نيش اسب دندان هاى ريز دندان يا عضو مصنوعى سازى که با دندان نگاه مى دارند ... ... حفره ميانى دندان بحث مى ... ... کوتاه و دندان آسياب بزرگ ... شير دندان ... چيزى زير دندان يا زير ... عاج دندان لثه دندان مار تيز دندان از نژاد افعى مانند دندان ماهى خوراکى دندان دار مبحث اصلاح دندان هاى کج ... ... هاى محافظ اطراف دندان مبحث دندان مبحث دندان کشى متخصص دندان کشى مربوط به دندان هاى آسياب کوچک مسواک دندان واقع در اطراف دندان يا دندانها واژه هاى شامل دندان ـ (103) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5