@دندانه@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دندانه پره يا دندانه دار کردن چرخ دندانه دار چرخ دندانه دار متحرک ... چرخه دندانه دار کنگره دندانه با دندانه ماشين و غيره بريدن بدون دندانه داراى دندانه اره مانند داراى دندانه هاى اره مانند داراى دندانه هاى ظريف داراى دندانه هاى غير منظم داراى دو دندانه يا بر آمدگى داراى لبه دندانه دندانه دندانه گذارى دندانه کردن دندانه دار دندانه دار کردن دندانه دارى دندانه دندانه دندانه دندانه کردن دندانه ى زنجيرى دو دندانه رشته کوه تيز و دندانه دار رشته جبال تيز و دندانه دار سه دندانه واژه هاى شامل دندانه ـ (27) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}