@دنده@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دنده چرخ دنده چرخ دنده چرخان به دور محور چرخ دنده جناحى چرخ دنده دار چرخ دنده ساعت چرخ يا دنده چرخنده اى ... گوشت با استخوان دنده گوشت دنده ارگ دنده اى انتهاى دنده گوسفند با دنده خلاص رفتن تکه گوشت دنده دار جعبه دنده داراى دنده هاى باريک و نمايان داراى دنده هاى بيرون آمده داراى سه دنده در دنده انداختن دنده چرخ دنده چرخ رابط بين دو چرخ دنده چرخ زنجير خور دنده اى دنده اى و جناغى دنده بشکه دنده خوک نمک زده و خشک کرده دنده دار واژه هاى شامل دنده ـ (47) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}