@دنيا@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دنيا آخرين نقطه شمالى مسکون دنيا آدم دنيا پرست ... راهبان و تارکان دنيا از مادر باکره به دنيا آمدن به دنيا آوردن بيرون از جهان يا دنيا تارک دنيا جيفه دنيا دختر تارک دنيا دنيا پرست دنيا پرستى دنيا گرايى دنيا دار دنيا دوستى رئيسه صومعه زنان تارک دنيا زن تارک دنيا قهرمانى که دنيا را روى ... مال دنيا مربوط به ساکنين ينگى دنيا ... و روح و دنيا رابطه اى ذاتى ... وابسته به دنيا