@دهد@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دهد ... زخمى و مصدوم مى دهد ... چرخ ديگرى انتقال مى دهد ... به شاگرد نشان مى دهد ... آينده ممکن است رخ دهد ... که کتاب عاريه مى دهد ... به کسى مى دهد و بعد آن ... کسى که راى مى دهد کسى که سرش بوى قرمه سبزى مى دهد کسى که شکار را رم مى دهد ... ملت يا کشورى مى دهد ... از خود مى دهد و در تلفظ ... ... زمين را نشان مى دهد ... پشم را تشکيل مى دهد ... مورد مطالعه قرار مى دهد ... مورد مطالعه قرار مى دهد ... جاده را نشان مى دهد ... بظاهر پيوند مى دهد و در معنى ... خدا برکت دهد ... معينى را نشان مى دهد ... مساوى را نشان مى دهد ... خودکار آن را جواب مى دهد ... تشکيل خليج کوچکى دهد ... مورد بحث قرار مى دهد ... به کشتى گزارش مى دهد ... امتداد هم قرار مى دهد واژه هاى شامل دهد ـ (39) : 1 , 2