@دهد@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دهد ... زخمى و مصدوم مى دهد ... چرخ ديگرى انتقال مى دهد ... به شاگرد نشان مى دهد ... آينده ممکن است رخ دهد ... که کتاب عاريه مى دهد ... به کسى مى دهد و بعد آن ... کسى که راى مى دهد کسى که سرش بوى قرمه سبزى مى دهد کسى که شکار را رم مى دهد ... ملت يا کشورى مى دهد ... از خود مى دهد و در تلفظ ... ... زمين را نشان مى دهد ... پشم را تشکيل مى دهد ... مورد مطالعه قرار مى دهد ... مورد مطالعه قرار مى دهد ... جاده را نشان مى دهد ... بظاهر پيوند مى دهد و در معنى ... خدا برکت دهد ... معينى را نشان مى دهد ... مساوى را نشان مى دهد ... خودکار آن را جواب مى دهد ... تشکيل خليج کوچکى دهد ... مورد بحث قرار مى دهد ... به کشتى گزارش مى دهد ... امتداد هم قرار مى دهد واژه هاى شامل دهد ـ (39) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}