@دهند@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دهند ... خطرناک انجام مى دهند کارى که با بيل انجام مى دهند ... مقتضاى وقت انجام دهند ... بى پروايى انجام دهند ... گواهى و شهادت مى دهند ... ربانى را انجام مى دهند ... زوجين دارند اطلاع دهند اعلانى که به دست مردم مى دهند ... واحد فرعى تشکيل مى دهند ... را بر آن قرار مى دهند ... کالا به خريدار مى دهند ... عضله را تشکيل مى دهند ... پدر به فرزندان مى دهند سورى که بخاطر مسافرت مى دهند ... ساختمان قرار مى دهند ... دريايى را نمايش مى دهند ... پهلوى يکديگر قرار دهند ... خيريه به محتاجان مى دهند ... در آن نمايش مى دهند ... گياهى را تشکيل مى دهند