@دهنده@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دهنده پاداش دهنده پاداش دهنده به خود پاس دهنده پاسخ دهنده پروانه دهنده پرورش دهنده گل سرخ پرورش دهنده کرم ابريشم پرورش دهنده طور پرورش دهنده ى زنبور عسل پس دهنده بد گويى يا تهمت پناه دهنده پيچ دهنده پيشنهاد دهنده پيوند دهنده چاپ کننده و يا انتشار دهنده چاک دهنده چروک دهنده چيز خراش دهنده گوش دهنده کاهش دهنده کفيل دهنده کمک دهنده کنيه دهنده کيف دهنده آگاهى دهنده واژه هاى شامل دهنده ـ (223) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9