@دهنده@5

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دهنده جسم انتقال دهنده گرما جلا دهنده جلوه دهنده جواب دهنده جوانى دهنده جوش دهنده حکم دهنده حاصل دهنده حرکت دهنده حرکت دهنده يا غلتاننده چرخ حواله دهنده خاتمه دهنده خبر دهنده خراش دهنده خط تاخير دهنده صوتى ... جغرافيايى نشان دهنده نقاط هم ... خوراک دهنده دادخواست دهنده داراى اثر تسکين دهنده داروى تسکين دهنده در ميان چيزهاى ديگر رخ دهنده درخواست دهنده دردسر دهنده ... دستگاه و دهنده نيرو به ... دستگاه نشان دهنده تصاوير واژه هاى شامل دهنده ـ (223) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}