@دهنده@5
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دهنده جسم انتقال دهنده گرما جلا دهنده جلوه دهنده جواب دهنده جوانى دهنده جوش دهنده حکم دهنده حاصل دهنده حرکت دهنده حرکت دهنده يا غلتاننده چرخ حواله دهنده خاتمه دهنده خبر دهنده خراش دهنده خط تاخير دهنده صوتى ... جغرافيايى نشان دهنده نقاط هم ... خوراک دهنده دادخواست دهنده داراى اثر تسکين دهنده داروى تسکين دهنده در ميان چيزهاى ديگر رخ دهنده درخواست دهنده دردسر دهنده ... دستگاه و دهنده نيرو به ... دستگاه نشان دهنده تصاوير واژه هاى شامل دهنده ـ (223) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9