@دهنده@9
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دهنده مشت و مال دهنده موقتا تسکين دهنده ميکرب سرايت دهنده مرض نجات دهنده نجات دهنده زندگانى نجات دهنده زندگى نسيه دهنده نشان دهنده نظم دهنده نفس خويش را درتنگنا قرار دهنده نقش دهنده نقل و انتقال دهنده نمايش دهنده نويد دهنده نيروى انتقال دهنده هل دهنده هوا دهنده واخواهى دهنده وحى دهنده وعده دهنده وفق دهنده وفق دهنده خط ياد دهنده واژه هاى شامل دهنده ـ (223) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9