@دو@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دو ... کارگران به دو برابر مقدار ... پست سفارشى دو قبضه ... جونده داراى دو رديف دندان پول انگليس برابر با دو شيلينگ ... به معنى از دو طرف و از ... پيمان رسمى ميان دو فرقه مذهبى پيوستن دو نوع متفاوت ... پيوند دو نژاد چاقوى دو دسته ... داراى يک يا دو رديف دکمه گره طنابى که دو سر طناب را ... گروهبان دو گفتگوى دو به دو گفتگوى دو نفرى گياهان دو لپه کاملاً دو رشته اى کاهشگر با دو ورودى کت دو يا سه دکمه کتى که در دو طرف دکمه دارد کربنات دو سود مشتق از ... کشتى کوچک دو دکله کشتى دو دکله کشتى شراعى که دو يا چند دکل ... کلرور دو ظرفيتى حاوى ... ... اول بلند و دو هجاى بعدى آن ... واژه هاى شامل دو ـ (437) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}