@دو@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دو ... کارگران به دو برابر مقدار ... پست سفارشى دو قبضه ... جونده داراى دو رديف دندان پول انگليس برابر با دو شيلينگ ... به معنى از دو طرف و از ... پيمان رسمى ميان دو فرقه مذهبى پيوستن دو نوع متفاوت ... پيوند دو نژاد چاقوى دو دسته ... داراى يک يا دو رديف دکمه گره طنابى که دو سر طناب را ... گروهبان دو گفتگوى دو به دو گفتگوى دو نفرى گياهان دو لپه کاملاً دو رشته اى کاهشگر با دو ورودى کت دو يا سه دکمه کتى که در دو طرف دکمه دارد کربنات دو سود مشتق از ... کشتى کوچک دو دکله کشتى دو دکله کشتى شراعى که دو يا چند دکل ... کلرور دو ظرفيتى حاوى ... ... اول بلند و دو هجاى بعدى آن ... واژه هاى شامل دو ـ (437) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18