@دو@12

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دو دو والانسى دو وجهه دو وجهى دو وهله اى دو يا چند حرف متصل به هم دو يا سه قلاب ماهى ... دوربين دو چشمى دوست دو رو ... واسطه اى که دو قسمت اصلى آهنگ ... رابطه بين دو قياس متقابل رقص تند دو نفرى ايتاليايى رقص دو ضربى کوبا رقص دو نفرى که زن روى ... رقص يا ساز ميان دو پرده رمز دو از پنج روابط جنسى بين دو نفر روى دو پا بلند شدن ... ابتدايى که از دو قشر سلول تشکيل ... زنى که دو شوهر دارد ... امکنه مقدسه که دو برگ خرما را ... ... تقاطع يک خط با دو خط موازى سگ تازى تيز دو سکه دو پنسى سکه معادل دو شليلينگ و شش پنس ستاره اول دو پيکر واژه هاى شامل دو ـ (437) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}