@دو@13

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دو سند دو نسخه اى سه گوشه دو پهلو برابر ... حکومت متشکل از دو رکن مستقل سيستم دو پارلمانى سيستم دو پشته سيستم دو فلزى مختلط سيستم دو مجلسى ... مرکب از دو مثلث متساوى ... شامل دو هزار ... ساختمانى و اساسى بين دو چيز شخصيت دو نيم شعر دو بيتى حماسى پنج هجايى شعر دو قافيه اى ... بلند بين دو هجاى کوچک ... شماره دو شورباى آرد جو دو سر صداى بر خورد دو جسم صدف دو کپه صدف دو کپه اى صف دو سر ... پولادينى که دو خط آهن ... ... سفيدى که بين دو صفحه چاپى ديگر ... ... پلاتين يا تنگستن دو لوله ى اشعه ... صندلى يا نيمکت دسته دار دو نفرى ... يا خارج قسمت دو عدد صحيح واژه هاى شامل دو ـ (437) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}