@دو@14

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دو عرق دو آتشه عينک دو کانونى غزل تهليل دار دو قافيه هفت بندى ... اعداد به دو قسمت مساوى فاصله بين دو چيز فاصله بين دو بال هواپيما ... فاصله ميان دو پرده فاصله ميان دو پرده نمايش فاصله ميان دو حرف فرار کننده و دو شونده از نور فلز دو ظرفيتى باريوم قابل شمول به دو فاعل يا بيشتر قاطع دو زاويه قايق دو دکلى قسمت قدامى دو نيمکره مخ قسمت ميان دو بند يا مفصل لايه بين دو لايه لقاح دو سلول جنسى متفاوت لوله مخصوص مکالمه بين دو اتاق ليست دو طرفه مکالمه ى دو نفرى ماشين دو فازه مبلغ دو پنس متغيير دو حالتى متلکم به دو زبان واژه هاى شامل دو ـ (437) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}