@دو@15

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دو مجراى کاملاً دو رشته اى مجراى دو رشته اى مجموعً به پيمانه دو محل اتصال دو خط آهن يا دوتير محل تقاطع دو جاده محل تقاطع دو خط راه آهن محل تلاقى دو آبريز محل تلاقى دو خط راه آهن محل تلاقى دو طاق محل تماس دو عصب مدار دو حالتى مدار دو سيمه ... متوسطه محصلين دو ساله مقدماتى ... مرکب از دو هجا که يکى ... مرد دو زنه مسکوک دو پنسى مسابقه آزمايشى دو سرعت مسابقه دو امدادى مسابقه دو در حالى که ... مسابقه دو صحرايى مسابقه دو ماراتون مشاوره دو نفرى مشترک بين دو جنس مشتق از دو نيا مناسب براى مسابقه دو واژه هاى شامل دو ـ (437) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}