@دو@16

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دو منطق دو خطى منقسم به دو لخته مه و دو موش دو پا ميان دو پا قرار دادن ميانه يا حد وسط دو جنس ميخ پرچى که دو چيز را روى ... ميله ميان دو چرخ ... اتومبيل در دو رديف در ... نام اين دو نشانکه در سوى ... نسبت به دو نسبت ميان تقاطع دو سطح نشان داراى دو بال که به ... نشريه دو هفته يکبار ... گرمسيرى بين دو مدار شمال ... نوزاد نوعى صدف دو کپه اى نوعى کشتى دو دکلى سبک ... نوعى بازى دو نفره با راکت و توپ نوعى بازى رامى مخصوص دو نفر نوعى رقص دو نفره نوعى رقص دو نفرى نوعى قايق دو يا سه بادبانى ... ... و نازک که دو طرفش را روى ... ... که ميان دو طبقه ساختمان ... نيم دو رشته اى واژه هاى شامل دو ـ (437) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}