@دو@17

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دو هر چيز دو جزيى هر چيزى که دو لايه دارد هر دو هر دو هفته يکبار هم گذر دو گذرى هم دو شکلى واپسين بادبان کشتى دو دکلى واژه مرکب از دو واژه وابستگى به دو حزب ... پستانداران جونده دو رديف دندانى وابسته به اسيد دو ظرفيتى وابسته به دو خط مستقيم وابسته به دو لوله الکترونى ... وابسته به فرهنگ دو کشور ... به مسابقات دو صحرايى يا ... وابسته به مفروضات دو جنبه اى ... مرکب از دو هجاى کوتاه ... ... نسبت بين دو مقدار الکتريسيته ... واقع بين دو منطقه گرمسيرى واقع در بين دو دوره يخ بندان واقع در بين دو مردمک چشم واقع در دو طرف واقع در ميان دو دندان واقع ميان دو حرف صدادار وتد يا قافيه دو هجايى که هجاى ... واژه هاى شامل دو ـ (437) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}