@دو@18
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دو ... مرکب از دو هجاى کوتاه ... وجود دو حالت زنانگى و ... ورزش هاى ده گانه دو و ميدانى يک در ميان در دو جهت قرار دادن ... قايق کوچک قديمى دو پارويى يکى از دو پايه غشاء نازک ... يکى از دو خط کج يکى از دو سلول لوبيايى ... يکى از دو قلو هاى به هم چسبيده يکى شدن دو يا چند شرکت ... از ترکيب دو سلول جنسى ... ... کردن اکسيد دو کربن به ... واژه هاى شامل دو ـ (437) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18