@دو@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دو کلنگ دو سر کلنگ دو سر به کار بردن ... که در ميان دو آهن به شکل ... ... قالب هاى دو پارچه آهنى ... ترسيم شده بين دو نقطه در روى ... آدم دو رو آميزش کردن دو جنس مختلف با هم آهنگ بين دو ضرب آواز يا موسيقى دو نفرى اژد هاى افسانه اى بالدار دو پا اکسيد دو زنگ اتحاد دو حرف اتحاد دو صوت اتحاد دو ياچند دسته بمنظور خاصى اتصال يا تلاقى دو نهر اتصالى شدن دو سيم برق ... عنصرى که از دو واحد تشکيل شده ... اتوى داراى دو نوک تيز ... ادغام دو يا چند حرف صدا دار اره دو سر و دو دسته ... دست دادن يکى دو پياده در برابر ... از دو جهت از دو راه از دو سر از دو سره واژه هاى شامل دو ـ (437) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}