@دو@4

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دو بطريکه دو باده در آن جاى گيرد به دو بخش تقسيم کردن به دو زبان نوشته شده به دو شاخه منشعب کردن به دو قسمت مساوى تقسيم کردن به هم جفت کردن دو چيز ... شکاف به دو قسمت مساوى ... بى کربنات دو سود بين دو عدسى تبر دو دم ترکيب دو استخوان و تکميل ... ترکيب دو ظرفيتى که از ... ترکيب دو ظرفيتى سيليکون تساوى ديد دو چشم تشابه انکسار نور در دو چشم تصادم دو توپ تصوير دو استخوان متقاطع ... تضاد بين دو موجود زنده ... تقارن دو شکلى ... هم شکلى بين دو چيز دوشکل ... که در آن دو جاده داراى اختلاف ... تقسيم به دو بخش تقسيم به دو شاخه ... ساعات کار به دو يا چند قسمت تقسيم شونده به دو قسمت در يک ... واژه هاى شامل دو ـ (437) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}