@دو@8
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دو دنده چرخ رابط بين دو چرخ دنده دو در اتومبيل دو پرچمى دو پره اى دو پهلو دو پهلو برابر دو پهلو سخن گفتن دو پيکر دو گذرى دو گوشه دو کانونى دو کوهانه دو آتشه دو آتشه کردن دو ابر دو ارز دو ارزشى دو اسبه دو انتهايى دو بخش کردن دو بخشى دو برگچه اى دو برگه دو برگى دو برابر واژه هاى شامل دو ـ (437) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18