چمدان
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم کیف بزرگ تقریبا مکعب مستطیل شکلی که معمولا در آن، وسایل سفر را میگذارند.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary baggage ; kist ; portmanteau ; suitcase ; valise واژه هاى شامل چمدان ـ (5)
- اسم کیف بزرگ چرمی یا برزنتی یا غیره که هنگام سفر لباسها یا لوازم دیگر را در آن نگه میدارند.
*فارسی *چمدان معادل ابجد 98 تعداد حروف 5 تلفظ čame(a)dān نقش دستوری اسم ترکیب (اسم) [روسی، مٲخوذ از فارسی: جامهدان] مختصات (چَ مِ) [ روس . ] (اِمر.) آواشناسی CamedAn الگوی تکیه WWS شمارگان هجا 3 منبع واژگان مترادف و متضاد لغتنامه دهخدا چمدان یا جامه دان جای لباس است که آن را به شکل صندوق از چرم درست می کنند. چمدان در روسی به ظن قوی از جامه دان فارسی گرفته شده است