چمدان

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. اسم کیف بزرگ تقریبا مکعب مستطیل شکلی که معمولا در آن، وسایل سفر را می‌گذارند.
  2. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary baggage ; kist ; portmanteau ; suitcase ; valise واژه هاى شامل چمدان ـ (5)
  3. اسم کیف بزرگ چرمی یا برزنتی یا غیره که هنگام سفر لباس‌ها یا لوازم دیگر را در آن نگه می‌دارند.

*فارسی *چمدان معادل ابجد 98 تعداد حروف 5 تلفظ čame(a)dān نقش دستوری اسم ترکیب (اسم) [روسی، مٲخوذ از فارسی: جامه‌دان] مختصات (چَ مِ) [ روس . ] (اِمر.) آواشناسی CamedAn الگوی تکیه WWS شمارگان هجا 3 منبع واژگان مترادف و متضاد لغت‌نامه دهخدا چمدان یا جامه دان جای لباس است که آن را به شکل صندوق از چرم درست می کنند. چمدان در روسی به ظن قوی از جامه دان فارسی گرفته شده است

{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}