@دوام@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دوام چمن با دوام جنوب آمريکا ... چوب با دوام کالاى با دوام يا فاسد نشدنى کم دوام با دوام با دوام بودن با دوام سازى با دوام نمودن بى دوام بيشتر دوام کردن بيشتر دوام آوردن داراى دوام شش ماهه دوام کردن دوام آوردن دوام داشتن دوام يافتن قابل دوام محکم و با دوام ساختن نوعى گياه با دوام