@دوباره@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دوباره پيکر بندى دوباره پياده کردن و دوباره سوار کردن چيز دوباره ساخته شده آشام يا جذب دوباره از دوباره استنطاق کردن ... قديمى را دوباره به صورت ... بلع دوباره دوباره پخته شده دوباره پر کردن دوباره پر کردنى دوباره پوشاندن دوباره پوشيدن دوباره پيدا کردن دوباره پيوستن به دوباره چاپ کردن دوباره گرفتن دوباره گزيدن دوباره گفتن دوباره گماشتن دوباره آماده کار کردن دوباره آموزش دادن دوباره اتاق را تزيين کرد دوباره ارزيابى کردن دوباره از آغاز گفتن دوباره استخدام کردن واژه هاى شامل دوباره ـ (129) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6