@دوباره@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دوباره پيکر بندى دوباره پياده کردن و دوباره سوار کردن چيز دوباره ساخته شده آشام يا جذب دوباره از دوباره استنطاق کردن ... قديمى را دوباره به صورت ... بلع دوباره دوباره پخته شده دوباره پر کردن دوباره پر کردنى دوباره پوشاندن دوباره پوشيدن دوباره پيدا کردن دوباره پيوستن به دوباره چاپ کردن دوباره گرفتن دوباره گزيدن دوباره گفتن دوباره گماشتن دوباره آماده کار کردن دوباره آموزش دادن دوباره اتاق را تزيين کرد دوباره ارزيابى کردن دوباره از آغاز گفتن دوباره استخدام کردن واژه هاى شامل دوباره ـ (129) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}