@دوباره@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دوباره دوباره استفاده کردن دوباره اطمينان دادن دوباره امتحان کردن دوباره انجام دادن دوباره انشاء کردن دوباره ايجاد کننده دوباره بکر کردن دوباره باز پرسى کردن دوباره بالا رفتن دوباره بخدمت خواندن دوباره بر سندان کوفتن دوباره بر قرار کردن دوباره بر قرار يا تاسيس کردن دوباره برانگيختن دوباره برقرار کردن دوباره بعليدن دوباره بنا نشده دوباره بنوازيد دوباره به کار انداختن دوباره به کيمسيون ارجاع کردن دوباره به جاى اول برگشتن دوباره به دست آوردن دوباره به هم پيوستن دوباره بيدار کردن دوباره بيمه کردن واژه هاى شامل دوباره ـ (129) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}