@دوباره@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دوباره دوباره استفاده کردن دوباره اطمينان دادن دوباره امتحان کردن دوباره انجام دادن دوباره انشاء کردن دوباره ايجاد کننده دوباره بکر کردن دوباره باز پرسى کردن دوباره بالا رفتن دوباره بخدمت خواندن دوباره بر سندان کوفتن دوباره بر قرار کردن دوباره بر قرار يا تاسيس کردن دوباره برانگيختن دوباره برقرار کردن دوباره بعليدن دوباره بنا نشده دوباره بنوازيد دوباره به کار انداختن دوباره به کيمسيون ارجاع کردن دوباره به جاى اول برگشتن دوباره به دست آوردن دوباره به هم پيوستن دوباره بيدار کردن دوباره بيمه کردن واژه هاى شامل دوباره ـ (129) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6