@دوباره@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دوباره دوباره تحويل دادن دوباره تخم افشاندن دوباره تربيت و هدايت کردن دوباره تسخير کردن دوباره تعديل دوباره تعريف کردن دوباره تفسير کردن دوباره توليد کننده دوباره توليد نشده دوباره جذب کردن دوباره جعل کردن دوباره جمع کردن دوباره جمع آورى کردن دوباره جمع آورى و متحد کردن دوباره جمل کردن دوباره جوان کردن دوباره جوان سازى دوباره جويدن دوباره حساب کردن دوباره حيات نيافته دوباره خلق شدن يا کردن دوباره داخل شونده دوباره داير کردن دوباره داير شدن دوباره درست کردن واژه هاى شامل دوباره ـ (129) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6