@دوباره@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دوباره دوباره دسته بندى کردن دوباره راهنمايى کردن دوباره رايج کردن دوباره رسيدن به دوباره رواج پيدا کردن دوباره رويه انداختن دوباره زاد دوباره زندان کردن دوباره ساختمان کردن دوباره ساختن دوباره ساخته نشده دوباره سازمان دادن دوباره سفارش دادن دوباره سوار کردن دوباره شنيدن دوباره صحافى کردن دوباره عبور کردن دوباره عروسى کردن دوباره غذا يا خواربار تهيه کردن دوباره فکر کردن دوباره فرستادن دوباره فروختن دوباره فعال کردن دوباره قوت قلب دادن دوباره مکيدن و جذب کردن واژه هاى شامل دوباره ـ (129) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6