@دوباره@5

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دوباره دوباره متحد کردن دوباره متشکل کردن دوباره متهم ساختن دوباره مخابره کردن دوباره مرتکب شدن دوباره مرتب کردن دوباره مسکون ساختن دوباره مستخلص کردن دوباره مستقر شونده دوباره مسلح شدن يا کردن دوباره معاشرت کردن دوباره معاينه دادن دوباره ملاقات کردن دوباره ملزم ساختن دوباره منتشر کردن دوباره نمايان شدن دوباره نمودار شدن دوباره نوشتن دوباره نويس دوباره واگذار کردن دوباره وصله يا سرهم بندى کردن دوباره يکى شدن ردپاى چيزى را دوباره گرفتن ... زياد شده و دوباره کم شود شروع دوباره واژه هاى شامل دوباره ـ (129) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}