@دوران@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دوران دوران يائسگى زن ... باره امراض دوران پيرى و ... ... گياهخوار دوران ژوراسيک ... ضعف دوران کهولت قسمتى از دوران سوم زمين شناسى مبحث زيست شناسى دوران قديم متخصص امراض دوران پيرى مربوط به دوران پيدايش انسان مربوط به دوران کودکى مربوط يه دوران خون مسير دوران وابسته به دوران کهنه سنگى اروپا وابسته به دوران بشر اوليه وابسته به دوران رشد تخم يا نطفه وابسته به دوران قبل از ... وابسته به دوران ماقبل عصر سنگ ... زيست شناسى دوران قديم يا ... واژه هاى شامل دوران ـ (42) : 1 , 2