@دوربين@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دوربين آدميکه با دوربين کار مى کند با دوربين کداک عکس برداشتن دوربين پيمايش بلندى يا فاصله دوربين کوچک دوربين خيلى کوچک دوربين دو چشمى دوربين زير دريايى مخصوص ... دوربين ساز دوربين صحرايى دوربين عکاسى دوربين فروش دوربين فيلمبردارى مجهز ... دوربين مخصوص اپرا دوربين مخصوص عکاسى از فواصل دور دوربين مخصوص عکسبردارى ... دوربين مخصوص هدف گيرى دشمن دوربين مسافت ياب دوربين مهندسى دوربين نجومى دوربين يا جعبه عکاسى دوربين يا عينک برجسته نما ديدگاه ميکروسکوپ يا دوربين شبکه دوربين نجومى شخص دوربين شيشه دوربين واژه هاى شامل دوربين ـ (35) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}