@دوره@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دوره دوره پنج ساله دوره پنجساله دوره چهار ساله جشن ... دوره چهارساله دوره گرد دوره گردش دوره گردى دوره گردى کردن دوره کردن دوره کمون دوره کمون مرض دوره کنش دوره آزمايش و کار آموزى دوره آموزش هنرهاى دستى دوره آموزشگاهى را به ... دوره ابقا دوره اجلاسيه دادگاه دوره انترنى دوره انتصاب دوره اى دوره اى يا دايره اى دوره بحرانى و شدت مرض دوره برنامه هاى آموزشى ... دوره بسترى شدن دوره بين جوانى و پيرى واژه هاى شامل دوره ـ (159) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7