@دوره@5
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دوره سروده شده به وسيله دوره گرد سومين دوره زندگى ... آسياب بزرگ دوره پليستوسن سفلى ضايعات دوره سوم سفليس ... انجماد در دوره هاى يخبندان ... فاصله ميان دوره يک سلطنت ... فروشنده دوره گرد فروشنده دوره گرد و جار زن فيل بزرگ دوره ماقبل تاريخ قبل از دوره زمين شناسى کامبريان قلمرو امراى دوره ملوک الطوايفى لاستيک دوره سفيد اتومبيل ... و قوانين دوره ملوک الطوايفى متصدى دوره نگاره متعلق به دوره سابق مربوط به دوره بعد از کلاسيک مربوط به دوره ترياسه مربوط به دوره سلجوقيان مربوط به دوره سلطنت جيمز ... مربوط به دوره فوق دکترا مربوط به دوره قبل از علوم جديد مربوط به دوره ماقبل کامبرين مربوط به دوره ملکه اليزابت مربوط به دوره نيمه نهايى مرحله انقباضى يک دوره کار قلب واژه هاى شامل دوره ـ (159) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7