@دوره@6
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دوره مطرب دوره گرد مقام يا دوره رياست جمهورى ميوه فروش دوره گرد نخستين دوره رشد نشريه دوره اى ... انگليس در دوره شارل اول ... ... قارچ در آخر دوره بارورى ... پس از تکميل دوره بلوغ و ورود ... هم دوره ... به قبل از دوره حاملگى ... دائمى شاغل در دوره فترت ... به اواخر دوره عصر حجر ... وابسته به دوره پاليوسين وابسته به دوره پليوسن وابسته به دوره پيش کودکستان وابسته به دوره کارآموزى يا ... وابسته به دوره بعد از ... وابسته به دوره بعد از ... وابسته به دوره بين عصر ... وابسته به دوره دوم عصر ... وابسته به دوره زمين شناسى ... وابسته به دوره زمين شناسى ... وابسته به دوره زمين شناسى ... وابسته به دوره سوم وابسته به دوره فرعى يخبندان واژه هاى شامل دوره ـ (159) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7